X
تبلیغات
رایتل
 
آهو دختری بی عشق
ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....
یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 :: 20:33 ::  نویسنده : آهو       
 
 
شب استُ
 
گردباد چشمانت
 
در خواب دلم می پیچد
 
پر می شوم از
 
خیال آغوشت
 
پلکم از تو
 
بوی گل می گیرد
 
آب می پاشم از
 
گلاب دلم راه را
 
پل می زنی به تنم
 
حدیث برکه و ماه را
hamtaraneh.com
 

کاشکی شعر مرا می خواندی

گاه می اندیشم
 
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا زندگانی بخشد
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من
زندگانی بخشی
یا بگیری از من
آنچه را می بخشی
من به بی سامانی
باد را می مانم
من به سرگردانی
ابر را می مانم
من به آراستگی خندیدم
من ژولیده به آراستگی خندیدم
سنگ طفلی، اما
خواب نوشین کبوترها را
در لانه می آشفت
قصه ی بی سر و سامانی من
باد با برگ درختان می گفت
باد با من می گفت:
«چه تهیدستی مرد»
ابر باور می کرد
من در آیینه رخ خود دیدم
و به تو حق دادم
آه می بینم، می بینم
تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی
من به اندازه ی زیبایی تو غمگینم
چه امید عبثی
من چه دارم که تو را در خور؟
هیچ
من چه دارم که سزاوار تو؟
هیچ
تو همه هستی من، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری؟
همه چیز
تو چه کم داری؟
هیچ
بی تو در می یابم
چون چناران کهن
از درون تلخی واریزم را
کاهش جان من این شعر من است
آرزو می کردم
که تو خواننده ی شعرم باشی
راستی شعر مرا می خوانی؟
نه، دریغا، هرگز
باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی
کاشکی شعر
مرا می خواندی

*********************
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی
 
hamtaraneh.com
  *******************************
" تا که عشق افتاد در پای نیاز ... نازنینان را دگر نازی نماند "
" گاهی گذشت میکنم... گاهی گذر... وکاش بدانی فرق این دو را .. "
" بس که فریادم را یک نفس قورت داده ام حنجره ام میسوزد و دردهای از همه رنگ روی دلم سنگینی میکند! تو دگر دست روی دلم نگذار دستهایت رنگی میشود....!! "
" حسادت نکن! … این که بعد از تو بغل گرفته ام … زانوی غـَم اســت "
" در ساحل امن عقل بودم که جنون. یکدفعه مرا به داخل آب انداخت. فریاد زدم کمک! که یک مرتبه عشق. چون ماهی کوچکم به قلاب انداخت. عقلم نرسید و زود نفرین کردم. بر آنکه در آب و آنکه قلاب انداخت ...  "

" دنبال تو هرجا که پا می گذارم ، پیدایت نمی کنم فقط عطر توست که در فضا باقی ست نمی دانم من همیشه دیر می رسم ، یا تو هیچ وقت منتظرم نمی مانی... "



نویسندگان
آهو (697)

کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 129796