X
تبلیغات
رایتل
 
آهو دختری بی عشق
ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....
شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 :: 22:16 ::  نویسنده : آهو       

 
چشم هایم
 
فاصله های خالی
 
مشت هایم
 
پر از تنهائی ست
 
پروندۀ مختومه ای ست دلم
 
که در ردیف عشق
 
بایگانی ست
 

 **********************
ای نگاهت نخی از مخمل واز ابریشم
چند وقت است که هرشب به تومی اندیشم
به توآری،به تویعنی به همان منظردور
به همان سبزصمیمی،به همان باغ بلور
به همان سایه،به همان وهم،همان تصویری
که سراغش زغزلهای خودم میگیری
به همان زل زدن ازفاصله دور به هم
به همان شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم،به تکلم،به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا،به شکیبایی تو
به نفس های تودرسایه سنگین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
درمن انگار کسی درپی انکار من است
یک نفرمثل خودم عاشق دیدارمن است
یک نفرساده ،چنان ساده که از سادگیش
میشودیک شبه پی بردبه دلدادگیش
آه ای خواب گران سنگ  سبکبارشده
برسرروح من افتاده وآوارشده
درمن انگار کسی درپی انکار من است
یک نفرمثل خودم عاشق دیدارمن است
یک نفرسبز،چنان سبز که ازسرسبزیش
میتوان پل زد ازاحساس خداتادل خویش
رعشه ای چندشب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بیرنگ تر ازآینه یک لحظه بایست
راستی این شبه هرشبه تصویرتونیست؟
اگراین شبه هرشبه تصویر تونیست؟
پس چرارنگ تووآینه این قدر یکی است؟
حتم دارم که تویی آن شبه آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکارمکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه وردزبانم شده بود
اینک ازپشت دل آینه پیدا شده است
وتماشاگه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبه شادشبانگاه تویی

*********************




نویسندگان
آهو (697)

کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 126440