X
تبلیغات
رایتل
 
آهو دختری بی عشق
ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....
شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1390 :: 19:19 ::  نویسنده : آهو       



بعد از پیمودن فرسنگ ها راه

به تاول های زیر پا ، چگونه می توان گفت

مسیر را اشتباه آمده ام...
 





مرا باور کن ...

همانطور که هستم... رنگ خودم !

و مرا آنگونه بخواه که ترسیم شده ام ...ساده ساده !

این دل کوچکم می شکند وقتی ...

از باورهای غلط جامه می بافی و به زور بر تنم می کنی !

آهسته فرو می ریزم ...

با صدایی بلند ...!
 





تمام عمر آدمی


همیشه بر سر و به پای بغضی کهنه و تازه ، تباه می شود


لجاجتی سمج و آزار دهنده !


با این که می بیندش اما غرور لامصب اجازه نمی دهد ،


که کمی تا قسمتی آفتابی شود


بعد از گذشت این همه سال هنوز


زخم همان است و بغض همان...


نه این که مهر و محبتی در کار نباشد


که از قضا هست!


اما فقط در خلوت من با خود


نه رو در روی * او *


و دیدم که تنها عشق است که این چنین


زخم کاری می زند ...




نویسندگان
آهو (697)

کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 128182