X
تبلیغات
رایتل
 
آهو دختری بی عشق
ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....
سه‌شنبه 5 مهر‌ماه سال 1390 :: 22:30 ::  نویسنده : آهو       



حقیقت دارد
تو را دوست دارم
در این باران
می خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
می خواستم
می خواهم
تمام لغاتی را که می دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم




*عشق گمشده*
مرا در گنبد جانان نگهدار
مرا در خلق این انسان نگهدار
بشد جان و تنم در روح این عرش
مرا در قلب این یاران نگهدار
در این آشفته غفلت، یاوری نیست
مرا در زیر این باران نگهدار
بشور این جامه جولانگه گرگ
مرا در نور این دالان نگهدار
چرا در مستی ما عاشقی نیست
مرا با خمر معشوقان نگهدار




قاصدک! هان… ، چه خبر آوردی ؟از کجا… وز که خبر آوردی ؟خوش خبر باشی،اما، ‌اما…گرد بام و در من…بی ثمر می‌گردی.
انتظار خبری نیست مرانه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کسبرو آنجا که تو را منتظرند
قاصدکدر دل من همه کورند و کرنددست بردار از ین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخبا دلم می‌گویدکه دروغی تو، دروغکه فریبی تو، فریب
قاصدک… هان،ولی… آخر…ای وای…راستی آیا رفتی با باد؟با تو ام،آی!کجا رفتی؟آی!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟مانده خاکستر گرمی، جایی ؟در اجاقی طمع شعله نمی‌بندم…خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدکابرهای همه عالم شب و روزدر دلم می‌گریند



نویسندگان
آهو (697)

کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 128108