| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مرگ تا ابد با ما همراه نیست مرگ جز یک وقفه ی کوتاه نیست
مرگ یعنی لغزش پای حیات مرگ یعنی زندگی در خاطرات
دوست دارم منقرض گردد تنم روح باشد دکمه ی پیراهنم
عشق اینجا دست خود را داغ کرد عشق دراین گوشه استفراغ کرد
عشق اینجا طعم افیون می دهد بوی صدها استکان خون می دهد
عشق ما اندازه ی یک آه بود این قصیده انقدر کوتاه بود
من نگاهم سرد و باران خورده شد او تبسم بر لبش پژمرده شد
ناگهان لرزید دست کینه ام زخم هق هق باز شد در سینه ام
عین بغض سرد دلگیران شدم خداحافظ مگو ، ویران شدم
سلام.....دل نشین بود