ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
روی آن شیشه ی تب دار تو را ها کردم ، اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم ،
شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد ،
شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم ، با سر انگشت کشیدم به دلش عکس زیبای تو را ،
عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم .
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
دیگه به جرات میگم عـــــــــــاشقشم....
خیلی دوسش دارم... حس کردن بوسه هاش از راه دور احساس آرامش به قلبم میده...
آرامشی که الان دارم درکش میکنم خیلی زیباست.کاش میشد سر بذارم رو شونه هات و اشک شوق
بریزم... به اندازه تمام سالهایی تنهاییم اشک بریزم...دست تو موهات بکشم ولبهاتوببوسم....
به چه می نگری..؟؟!!!
به نوشته ای که سرسوزنی ذوق در آن جاری نیست..؟؟؟!!!
منتظر چه هستی...؟؟؟!!!!
خواندن شعری که آن را شاعری نیست...؟؟؟!!!
در فکرت چه میگذرد..؟؟؟!!!
لابد این که سراینده جز دیوانه ای نیست...!!!!
آری...من دیوانه ام...دیوانه...!!!
مرا در این میان تردید هم نیست...!!!
توچیستی..؟؟!!تو کیستی...؟؟!!!
آیا وجودت از من دیوانه تر نیست...؟؟!!!
پس ماندنت در فضای شعر یک دیوانه از برای چیست...؟؟!!!.
بعد رفتنت عزیزم بسکه تنهایی کشیدم
قامتم خمیده ازبس عشقتو به دوش کشیدم
تو غم بی همزبونی خیلی کشتم لحظه هامو
روی برگه های شعرم خالی کردم عقده هامو.....
خاطرت جم هرجا باشی توی غربت یه کسی هست
خاطراتت زندگیشه اون غریبه خاطرت هست!!!!!!!!!!
اون که تو هفت آسمونش یه ستاره ام نداره
اون منم که دل خوشیشه گل من کسی رو داره..
مثل دیگرون نبودم سر راهتو نشستم
میدونستم نمیایو چشم به جاده ها نشستم
خاطرت جم تو دل من تو حسابت پاکه پاکه
این خطای دل من بود اون که افتاده به خاکت....
تو روزایی که نبودی نمیدونی چی کشیدم
صبح تا شب زخم زبون از هر غریبه ای شنیدم
گل من سرت سلامت تو که خوش باشی غمم نیست
این همیشه ارزومه پس دلیل ماتمم نیست
دیگه از گریه گذشته به جنون کشیده کارم
تو که خوشبختی عزیزم دیگه غصه ای ندارم
خیلی ممنون .......
میگی هنوز تو فکرمی بعضی شبا خواب نداری
میگن با یکی دیدنت میگن خیلی دوستش داری
میگی مگه میشه من و یه روز فراموش بکنی
میگن به هر چی اون بگه بدون شک گوش میکنی
گوشی و برمیداری و چند وقت یه بار زنگ میزنی
چند وقت یه بار به آرزوم به رویاهام زنگ میزنی
بعدش شلوغ میشه سرت یهو میگی باید بری
خوب میدونم تو زندگیم خیلی باشی مسافری
خیلی ممنون که میپرسی حالمو
خیلی ممنون نگرانی واسه من
خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم ؟ کجا ؟
خیلی ممنون پس چرا دلت نمیسوزه واسه ساده گیام
گوشی و برمیداری و چند وقت یه بار زنگ میزنی
چند وقت یه بار به آرزوم به رویاهام زنگ میزنی
بعدش میگی شاید باید از هم دیگه دور بمونیم
میگی باید سعی بکنیم سخته ولی ما میتونیم
تو اونی که اومد یه روز از آسمون نیستی
تو اونی که میخواست من و تا پای جون نیستی
تو اونی که بهشت و آورد رو زمین ، نیستی
ادامه مطلب ...انـار شــو کـــــــه تمــــام لب تــــــو را بمکم
به بغضم این همه سوزن نزن که می ترکم
شب است و عطر خوشِ نانِ تازه ی تنِ تو
بگـــــــــــــو چکار کنم با دلِ پـــــر از کپکم
دهانم آب می افتد ، چقدر می افتد
دهـــانم آب برایت ، انــــار بــا نمکم
انار سوخته ام من ، دلِ مرا بچلان
نمک بریز و بنوش از دل ترک ترکم
شبی که بغض کنی صبح می چکد گل گل
صــدای گـریه ی تـــــو از لبـــان نی لبــــکم
مخواه دختر چوپان ! که باد حمله کند
به دشتهای پر از گله های شاپرکـــم
تو می شوی ملکه ، گوشواره ات گیلاس
بساز بــا نـخ گیسوت ، تــاج قــاصدکــــم
شبیه تکه ی ابـری غریبه ام،تو بگــو
به چشمهات که باران کنند نم نمکم
ببین دست من این تا به فرق در مرداب
بدل شده است به فریاد آخـرین کمکم
تو چون عروسک خاموش قصه ها شده ای
و مـــــن غریب یِ شهرِ هـــــزار آدمکــــــم
شبیه غربت یک لاک پشت در برکــه
همیشه دور و برِ چشمات می پلکم