آهو دختری بی عشق

ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....

آهو دختری بی عشق

ترفند ،جوک ، شعر ،کامپیوتر و ....

به نام تنها مکانیک قلبهای تصادفی

 

به نام تنها مکانیک قلبهای تصادفی
 
 
چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم
 
 دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم
 
دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم
 
خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش
 
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد
 
 نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیست غم کشیدن صنعت نقاش نیست
 
انقدر برایت در زمین ستاره کاشته ام که ابرها هم رو سفید شده اند !زیبا
 
چشمهای بارانیم پر از دلواپسی است دلم تنگ است حواسم پرت تو باز هم
 
 میگویی حوصله کن انقدر برایم نوشته ای حوصله کن نازک من که دیگر
 

باورم شده دوستم داری



چنان دلگیرم از دنیا، که خود را هم نمی خواهم به این زخم دل خونین دگر
 
مرهم نمی خواهم همه نامهربانانند در این دنیای پرتزویر چنین شد حاصل
 
عمرم...که جز مرگم نمی خواهم

چند بیت شعر پرمعنا

چند بیت شعر پرمعنا

 اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر شهوت نفس لذت نخوانی


از سینه تنگم دل دیوانه گریزد
دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد

 عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل

 روزاحباب تو نورانی الی یوم الحساب
روزاعدای تو ظلمانی الی یوم القیام

 دیوانه کرد آرزوی وصل او مرا
از سر برون نمی‌رود این آرزو مر

 گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 آنکةعاشقانةخندیدخندهای منودزدید
پشت پلک مهربونی خواب یک توطئةمیدید

 تورامیبینم ومیلم زیادت میشود هردم
تورامیبینم ودردم زیادت میشود دردم

هرکسی هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخیالم که همه کاروکسم شد

نیازارم ز خود هرگز دلی را
که می ترسم در آن جای تو باشد

 گر بی خبر آمدیم به کوی تو، دور نیست
فرصت نیافتیم که خود را خبر کنیم

 گرچه میدانم نمی‌آید،ولی هردم از شوق
سوی درمی‌آیم و هرسو،نگاهی میکنم

 از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
این اتش عشق است نسوزد همه کس را

 آورم پیش تو از شوق پیام دگران
گویمت تا سخن خویش به نام دگران

 من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

 گاه گاهی به من ازمهر پیامی بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

 غمی خواهم که غمخوارم تو باشی
دلی خواهم که دل آزارم تو باشی

 گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نیست بگو راست بگو

 صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
تکیه بر عهد و وفای تو غلط بود غلط

 گرچه هرلحظه زبیداد تو خونین جگرم
هم بجان توکه ازجان بتو مشتاق ترم

 غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

 دل که آشفته روی تو نباشد دل نیست
آنکه دیوانه خال تو نشد عاقل نیست

 زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم
چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم

 تو کیستی،که اینگونه،بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

 بشنو از نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند

عشق یعنی

چاپ ارسال به دوست
عشق یعنی

 عشق یعنی یک سلام و یک درود

 عشق یعنی درد و محنت در درون

 عشق یعنی یک تبلور یک سرود

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی یک شقایق غرق خون

 عشق یعنی زاهد اما بت پرست

 عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

 عشق یعنی بیستون کندن بدست

 عشق یعنی آب بر آذر زدن

 عشق یعنی چون محمد پا به راه

 عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 عشق یعنی با پرستو پرزدن

 عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 عشق یعنی یک تیمم یک نماز

 عشق یعنی سر به دار آویختن

 عشق یعنی اشک حسرت ریختن

 عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

 عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 عشق یعنی مستی و دیوانگى

 عشق یعنی خون لاله بر چمن

 عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی آتشی افروخته

 عشق یعنی با گلی گفتن سخن

 عشق یعنی معنی رنگین کمان

 عشق یعنی شاعری دلسوخته

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی سوز نی آه شبان

 عشق یعنی لحظه های التهاب

 عشق یعنی لحطه های ناب ناب

 عشق یعنی دیده بر در دوختن

 عشق یعنی در فراقش سوختن

 عشق یعنی انتظار و انتظار

 عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

 عشق یعنی سوختن یا ساختن

 عشق یعنی زندگی را باختن

 عشق یعنی در جهان رسوا شدن

 عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 عشق یعنی با جهان بیگانگى

اى همیشه خوب

اى همیشه خوب

ماهى همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیکران تو
مى برد مرا بهر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو

زیر بال مرغکان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاک - !
جرعه جرعه جرعه میکشم ترا بکام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز جان تو !

اى همیشه خوب !
اى همیشه آشنا !
هر طرف که میکنم نگاه
تا همه کرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه میکند شنا
در میان بازوان تو !

ماهى همیشه تشنه ام
اى زلال تابناک !
یک نفس اگر مرا بحال خود رها کنى
ماهى تو جان سپرده روى خاک !

شعرهای انگلیسی با ترجمه فارسی

 

No one knows what`s wrong with
a lovesick person!
evev himself!
a moment he`s well, a moment bad...
a moment relaxed,a moment tense...
a moment....
of course,all this craziness is for
befoe a bloody failure
though,they all have a world of
sense impossible to describe...
 
هیچکس نمی دونه آدم عاشق چه مرگشه
حتی خودش
یه لحظه خوبه یه لحظه بد
یه لحظه آرومه یه لحظه بی قرار
یه لحظه....
البته این همه حماقت واسه قبل از یه شکست جانانه ست.
هر چند همه ی اینا هم عالمی داره که نگو...
 
 
Two things give you heartburn fast
be careful!!
one is a sweat too sweet,
the other is a love too much declared.
thus, be very careful!!!
 
دو تا چیز دل آدمو خیلی زود می زنه
حواست باشه
یکی شیرینی که شیرینیش بیش از اندازه باشه
یکیش هم عشقی که ابراز عشقش بیش از اندازه باشه
پس خیلی مواظب باش.
 
 
When you`re drowned in love
don`t try to pass yourself of as
a sane person.
instead of trying to show as a sane man
try to enjoy your emotions.
of course, i agree that it is not bad for
a lovesick person to have a little prudence...
though, no one having any brain would
ever fall in love...
 
وقتی غرق احساسی
سعی نکن خودت رو جای آدمای عاقل جا بزنی.
بجای اینکه بخوای خودت رو آدم عاقلی نشون بدی
سعی کن از احساساتت لذت ببری
البته قبول دارم که آدم عاشق بد نیست
که یه ذره هم عقل داشته باشه
هر چند...
اگه عقل داشت که عاشق نمی شد....
 
 
They say love makes the eyes blind.
if it tasted good, it would make the
ears deaf too. but god forbid , if
it`s liked , then it would freeze the
wisdom.
it`s in this way that one would even
justify prostitution.
 
میگن عشق چشمو کور می کنه
اگه بهش مزه بده گوشم کر می کنه.
ولی خدا نکنه که خوشش بیاد
اونوقت عقل رو هم منجمد می کنه
اینجوری می شه که آدم عاشق هرزگی رو هم توجیه می کنه.